اصرار کسروی بر
گفتارها و رفتارهایش مثل تاسیس مذهب ((پاکدینی))یا ادعای پیامبری وحمایت رژیم از
او ،نواب را به این نظریه معتقد کرد که کسروی ساخته و پرداخته ای مثل میرزا علی
محمد باب است.
هزینه اجرای حکم
را علما دادند.13 دینار شهید آیت الله مدنی ، 2دینارآیت الله سید ابوالقاسم
خویی،50 تومان هم یکی دیگر از علمای نجف.اسلحه خریداری و حکم ارتداد اجرا شد.
اعدام انقلابی
کسروی چنان شور و نشاطی در جامعه دینداران به وجود آورده بود که همه را برای آزادی
عاملین قتل به تکاپو وا داشت.سیل تلگرافها ،نامه ها،فتواها و طومارها از نجف و
شهرستانها برای آزادی دستگیر شدگان ، دادگستری را تسلیم کرد.با راهنمایی قضات بیش
از صد تن خود را شریک جرم معرفی کردند.بازاریان اطلاعیه دادند که یک عید بر اعیاد
مسلمین اضافه شده و... دادگاه پس از هشت ماه برای متهمین اصلی،قرار ی معادل هفتاد
هزار تومان وجه الضمان صادر کرد که بازاریان فورا" پرداختند.اما پیش از آن
با فشار مردم از 7 نفر دستگیرشدگان دولت 5نفر را آزاد کرده بود.
گفت:مگر شما قرآن نخوانده اید که فرموده است: -((لاتکموا امواتکم))مردگانتان را احترام نکنید؟! رنگ چهره نواب تغییر کرد و با تحکم گفت: -چنین جمله ای در قرآن نیست،آقا! کسروی که خیلی جا خورده بود،باشتاب گفت: -ببخشید،جسارت شد ،شوخی کردم...
خیابان فردوسی،روبروی فروشگاه بانک ملی،اینجا کلوپ"باهمادآزادگان"پاتوق((سید احمد کسروی*))وطرفدارانش بود.ساعت 2بعدازظهر تک و تنتها وارد سالن شد.داور مسابقه والیبال بر روی چهارپایه ای ایستاده بود،با آرامش از او خواست که از روی چهارپایه پایین بیاید،در میان نگاه حیرت زده مردم سید بالای صندلی رفت و سخن خود را آغاز نمود: -من آمده ام اینجاتا از نزدیک با شما صحبت کنم،اگر برادری هست که گمان می کند من در اشتباه هستم و سخن او حق است،بیاید و نسبت به گفتار من اعتراض کند و اگر خود در اشتباه است،ما تلاش می کنیم که او نسبت به مساله اگاهی پیدا کند... گفتگو و مباحثه در گرفت و تا ساعت 7بعد از ظهر،زمانی که کسروی وارد سالن شد ادامه یافت.این بار نوبت خود پیامبر! بودکه پااسخگو باشد. جلسات بحث بیش از دو ماه ادامه یافت.در این میان به جز مردم،روزنامه نگاران و اطرافیان ،تنها کسی که هنوز به پیامبر!وآئین ((پاکدینی))ایمان داشت خود کسروی بود. +++ *سید احمد کسروی،متولد1269در شهر تبریز بود.ابتداطلبه ای بود که در مدرسه طالبیه تبریز درس می خواند،اما بعد از چندی طلبگی را رهاکرد و در مدرسه آمریکایی ها به تحصیل پرداخت تا قاضی دادگستری شد و به سمت رئیس عدلیه خوزستان رسید. مهم ترین دلایل اقدام نواب برای مبارزه با کسروی عبارت بودند از: 1-نگارش کتابهایی در مورد دین اسلاموتاسیس مذهب"پاکدینی".کسروی خود را "پیغمبر"این مذهب می خواند. 2-اعلام اینکه"دین اسلام مایه گمراهی و نادانی انسان ها می گردد" 3-اعلام اینکه"قرآن کلام خدا نیست و با علوم جدید ناسازگار است" 4-برگزاری مراسم سالانه(در اول دی) پاره کردن و سوزاندن قران و مفاتیح و کتب دعا و..(جشن کتاب سوزی) 5-چاپ کتابی از وی به اسم "شیعه گری"که مملو بود از تمسخر و اهانت به امام ششم،مولی و اماممان جعفربن محمد صادق(ع).
درباره من
بسمه تعالی این یک کتابلاگ است. آن هم از نوع دانشجویی اش ! اینجا هر هفته می توانید قسمتی از کتاب زندگی رهبر فدائیان اسلام شهید سید مجتبی نواب صفوی نوشته ی ارمیا آدینه را مطالعه کنید. ویژگی این نوع کتاب ها کوتاه و مختصر و مفید بودن آنهاست. داستانهای جالبی در این کتاب نقل شده، خواندنش را از دست ندهید. از ما گفتن بود. یا علی مددی!